ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجا رفقاش بهش میگن جواب بیسکوییته فقط تو زود نگو که سه نشه.خلاصه ترکه شروع میکنه به پرسش سوال میگه یک کوییته میگن نه میگه دو کییته میگن نه همینجوری تا نوزده کوییت ادامه میده بعد مجری میگه یه راهنمایی میکنم با چایی هم میخورنش.ترکه میگه هااااان نون بر بریههه!
ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجارفقاشبهشمیگنجواب برج ایفله فقط تو زود نگو که ضاایع نشه خلاصه مسابقه شروع میشه ترکه میپرسه:تو جیب جا میشه؟مجری میگه نه.ترکه میگه:هااان پس حتما برج ایفله.
ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجارفقاشبهشمیگنجواب خیاره فقط تو زودنگو که ضایع نشه خلاصه مسابق شروع میشه و ترکه میپرسه:تو جیب جا میشه؟میگن نه.ترکه میگه عجب خیار گندیه هاااا...!
یه اقای لری رو میخواستن شکنجه بدن میفرستنش تویه اتاق گرد بهش میگن برو یه گوشه بشین.
یه شب تلویزیون فیلم خانه ی کوچکو گذاشته بود،طرف به زنش میگه:شب بخیر لُرا.یهو تو لرستان ملت تلویزیون ها رو خاموش میکنن میگیرن میخوابن!
ترکه میره تو آسانسور و یک خانوم زیبا رو لخت و پتی میبینه دتره برمیگرده میگه که یه کاری کن که احساس زن بودن بهم دست بده ترکه هم شروع میکنه به در اوردن لباساش و در همین حال دختره داشت امده میشد بعد ترکه لباساشو میده به دختره میگه:بگیر اینارو بشور.
یه روز ترکه میره جنگل و اونجا یه دختر خوشگلو میبینه که لخته و دختر بر میگرده میگه بیا کارای خطرناک کنیم!ترکه میگه اره بیا جنگل رو انیش بزنیم!!!
ترکه رستوران میزنه رو درش مینویسه:هنگام نماز و ناهار تعطیل است.
ترکه تو خیابون صحنه تصادف میبینه از یه بابایی میپرسه چی شده؟طرف میگه هیچی یه بنده خدایی گوزپیچ شده.ترکه میره تو فکر و بعد از چند دقیقه یکی میاد از ترکه میپرسه اقا چی شده؟ترکه میگه هیچی اقا سه فرضیه وجودداره:1-این اقا قبل از پیچیدن گوزیده2-این اقا بعد از پیچ گوزیده3- این اقا در حین پیچیدن گوزیده
یه روز یه ترکه با کایت میزنه به یه ساختمون 70 طبقه و دویست نفر میمیرن البته به علت خنده.
یه روز یه بابایی با سه تا از رفیقاش میرن ایستگاه راه اهن میبینن که قطار مورد نظرشون داره حرکت میکنه خلاصه دنباله قطاره میدوند و نفر اولی خودشو میرسونه و میپره بالا بعد نفر دوم با هزار مکافات دست اولیرو میگیره و میپره بالا ولی نفر سوم هر چی زور میزنه به قطار نمیرسه و نفس زنان برمیگرده ایستگاه و اونجا یه بابایی بهش میگه اقا حالا چرا اینجوری کردید خب همه با هم با قطار بعدی میرفتید بعد طرف میگه منم میخواستم همین کارو بکنم ولی اون دوتای دیگه اصلا قرار نبود بیان!!!
پلیسه بر میگرده به ترکه میگه آقا اینجا ماهیگیری ممنوعه ترکه میگه ولی تابلو نزدید پلیسه میگه نزدیم که نزدیم زود باش از بالای اون اکواریوم بیا پایین.
ترکه بیهوا وارد یه اتاق میشه،خفه میشه.
یه دکتر ترک میره امریکا و اونجا کارو کاسبی هم دکترا رو کساد میکنهخلاصه همه دکترای امریکایی جمع میشن و یکیشون میگه من میدونم باید چیکار کنم تا اینو بدبخت کنم.خلاصه میره پیش ترکه میگه اقای دکتر من حس بویاییم از کار افتاده ترکه میگه:مشجیلی نداره خانوم پرستار اون لوله ی شماره ی نه رو بیار،میده یارو بو میکنه میگه:این انه که...ترکه میگه:حس شما خوب شد حالا ده دلار باید بدید.دفعه بعد میاد میگه اقای دکتر من شهوتم از بین رفته میگه:خانوم پرستار اون لوله ی شماره نه رو بیار یارو میگه بی پدر،ننت ز**م خارتو گا***م اون که انه تررکه میگه خب حالا مشکلت حل شد حالاده دلار بده دفعه بعد میاد میگه اقای دکتر من حافظمو از دست دادم ترکه میگه:خانوم پرستار اون لوله شماره نه رو بیار یارو میگه اون ان بود که.ترکه میگه مشکلتون حل شد حالا ده دلار باید بدید.
از یه بابایی میپرسن ساعت چنده؟میگه تقریبا سه و خورده ای بعد میپرسن دقیقا چنده؟میگه هفت و سی و یک دقیقه و دوازده ثانیه
برچسب ها :جوک,جک,جوک جدید,جوک ترکی,