برچسب ها :جوک,جوک جدید,جک,بهترین جوک ها,
|
قهقه | ||
|
Powered
By |
جوک،جوک،جوک هر چه قدر میخواهید بخندید.با یکی از بهترین وب های جوکی لحظات خوشی داشته باشید.برای مشاهده ی جوک ها عالی به صفحه ی اصلی وب بروید. برچسب ها :جوک,جوک جدید,جک,بهترین جوک ها, نوشته شده در تاريخ 25/12/1389
توسط مدیریت
ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجا رفقاش بهش میگن جواب بیسکوییته فقط تو زود نگو که سه نشه.خلاصه ترکه شروع میکنه به پرسش سوال میگه یک کوییته میگن نه میگه دو کییته میگن نه همینجوری تا نوزده کوییت ادامه میده بعد مجری میگه یه راهنمایی میکنم با چایی هم میخورنش.ترکه میگه هااااان نون بر بریههه! ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجارفقاشبهشمیگنجواب برج ایفله فقط تو زود نگو که ضاایع نشه خلاصه مسابقه شروع میشه ترکه میپرسه:تو جیب جا میشه؟مجری میگه نه.ترکه میگه:هااان پس حتما برج ایفله. ترکه میره مسابقه بیست سوالی.اونجارفقاشبهشمیگنجواب خیاره فقط تو زودنگو که ضایع نشه خلاصه مسابق شروع میشه و ترکه میپرسه:تو جیب جا میشه؟میگن نه.ترکه میگه عجب خیار گندیه هاااا...! یه اقای لری رو میخواستن شکنجه بدن میفرستنش تویه اتاق گرد بهش میگن برو یه گوشه بشین. یه شب تلویزیون فیلم خانه ی کوچکو گذاشته بود،طرف به زنش میگه:شب بخیر لُرا.یهو تو لرستان ملت تلویزیون ها رو خاموش میکنن میگیرن میخوابن! ترکه میره تو آسانسور و یک خانوم زیبا رو لخت و پتی میبینه دتره برمیگرده میگه که یه کاری کن که احساس زن بودن بهم دست بده ترکه هم شروع میکنه به در اوردن لباساش و در همین حال دختره داشت امده میشد بعد ترکه لباساشو میده به دختره میگه:بگیر اینارو بشور. یه روز ترکه میره جنگل و اونجا یه دختر خوشگلو میبینه که لخته و دختر بر میگرده میگه بیا کارای خطرناک کنیم!ترکه میگه اره بیا جنگل رو انیش بزنیم!!! ترکه رستوران میزنه رو درش مینویسه:هنگام نماز و ناهار تعطیل است. ترکه تو خیابون صحنه تصادف میبینه از یه بابایی میپرسه چی شده؟طرف میگه هیچی یه بنده خدایی گوزپیچ شده.ترکه میره تو فکر و بعد از چند دقیقه یکی میاد از ترکه میپرسه اقا چی شده؟ترکه میگه هیچی اقا سه فرضیه وجودداره:1-این اقا قبل از پیچیدن گوزیده2-این اقا بعد از پیچ گوزیده3- این اقا در حین پیچیدن گوزیده یه روز یه ترکه با کایت میزنه به یه ساختمون 70 طبقه و دویست نفر میمیرن البته به علت خنده. یه روز یه بابایی با سه تا از رفیقاش میرن ایستگاه راه اهن میبینن که قطار مورد نظرشون داره حرکت میکنه خلاصه دنباله قطاره میدوند و نفر اولی خودشو میرسونه و میپره بالا بعد نفر دوم با هزار مکافات دست اولیرو میگیره و میپره بالا ولی نفر سوم هر چی زور میزنه به قطار نمیرسه و نفس زنان برمیگرده ایستگاه و اونجا یه بابایی بهش میگه اقا حالا چرا اینجوری کردید خب همه با هم با قطار بعدی میرفتید بعد طرف میگه منم میخواستم همین کارو بکنم ولی اون دوتای دیگه اصلا قرار نبود بیان!!! پلیسه بر میگرده به ترکه میگه آقا اینجا ماهیگیری ممنوعه ترکه میگه ولی تابلو نزدید پلیسه میگه نزدیم که نزدیم زود باش از بالای اون اکواریوم بیا پایین. ترکه بیهوا وارد یه اتاق میشه،خفه میشه. یه دکتر ترک میره امریکا و اونجا کارو کاسبی هم دکترا رو کساد میکنهخلاصه همه دکترای امریکایی جمع میشن و یکیشون میگه من میدونم باید چیکار کنم تا اینو بدبخت کنم.خلاصه میره پیش ترکه میگه اقای دکتر من حس بویاییم از کار افتاده ترکه میگه:مشجیلی نداره خانوم پرستار اون لوله ی شماره ی نه رو بیار،میده یارو بو میکنه میگه:این انه که...ترکه میگه:حس شما خوب شد حالا ده دلار باید بدید.دفعه بعد میاد میگه اقای دکتر من شهوتم از بین رفته میگه:خانوم پرستار اون لوله ی شماره نه رو بیار یارو میگه بی پدر،ننت ز**م خارتو گا***م اون که انه تررکه میگه خب حالا مشکلت حل شد حالاده دلار بده دفعه بعد میاد میگه اقای دکتر من حافظمو از دست دادم ترکه میگه:خانوم پرستار اون لوله شماره نه رو بیار یارو میگه اون ان بود که.ترکه میگه مشکلتون حل شد حالا ده دلار باید بدید. از یه بابایی میپرسن ساعت چنده؟میگه تقریبا سه و خورده ای بعد میپرسن دقیقا چنده؟میگه هفت و سی و یک دقیقه و دوازده ثانیه برچسب ها :جوک,جک,جوک جدید,جوک ترکی, نوشته شده در تاريخ 24/12/1389
توسط مدیریت
ترکه ساندویچ فروشی داشته یهروز بابایی میاد میگه قربونت یک ساندویچ فلافل می خوام ولی گوجه نذار ترکه میگه گوجه نداریم میخوای خیار شور نذارم! ترکه از طبقه صدم یه ساختمونخودشو میندازه پایین به طبقه پنجاهم که میرسه میگه:خوب الحمدلله تا اینجا که بخیر گذشت. ترکه میخ میره تو پاش نمیتونسته درش بیاره کجش میکنه! بچه ترکه بعد از عید فطر به دنیا میاد اسمشو میذاره پسفطرت. از ترکه میپرسن اسمت چیه میگه حمزه ولی تو خونه شش کوچلو صدام میکونن. از ترکه میپرسن اسمت چیه میگه چراغعلی ولی تو خونه فندک صدام میکونن. ترکه میره جبهه اونجا(با عرض معذرت)جفت تخماش ترکش میخوره خلاصه میره پیش دکتر و دکتره براش یه تخم اهنی و یکی هم چوبی میذاره بعد از چند سال دکتره ترکرو میبینه و میپرسه خب خانواده چطورن ؟چه خبر از بچه ها؟ترکه میگه:والله اگای دکتر پینوکیو خوبه ولی ترمیناتور خیلی ادیت میکنه. ترکه میره سیم کارت بخره بهش میگن سیم کارتت تا سه ماه دیگه حاضره ترکههم رو کمربندش مینویسه نود روز تا شروع پروژه! ترکه از خونه میاد بیرون میبینه یه موز رو زمینه با خودش میگه:نه بازم باید خورم زمین. ترکه میره استخر اونجا مسئول استخر میخواسته بعلت شاشیدن تو اب جریمش کنه ترکه دادو بیداد را میندازه میگه اخه اقاهمه تو استخر میشاشن. مسئوله هم میگه اره ولی نه از رو دایو!!! یه بابایی میره توالت میاد بیرون ،رفیقاش میبینن شلوارش خونیه میگن چی شده؟میگه بی پدر صداشو برا من بلند میکنه. ترکه میخواسته زیر دریایی آمریکاییها رو تو خلیج فارس غرق کنه،در میزنه فرار میکنه. یه ترکه و امریکاییه و انگلیسیه تو یه کنفرانس علمی در مورد پیشرفت های علمی فناوریشون حرف میزدن:انگلیسیه میاد میگه:ما یه موشک ساختیم وسط ماه میاد پایین!میگن دقیقا وسط ماه؟!میگه نه یه وجب اونورترامریکاییه میاد میگه ما یه موشک ساختیم وسط مریخ میاد پایین.میگن دقیقا وسط مریخ؟!میگه نه یه وجب اونور تر.ترکه میاد نمیدونه چی بگه:فک میکنه بعد میگه تو مملکت ما مردم با چشماشون غذا میخورن.میگن دقیقا با چشماشون؟!میگه نه یه وجب پایین تر. ترکه میره ثبت احوال میگه من میخوام اسمم رو عوض کنم.کارمنده میگه خب اسمت چیه؟میگه اصغر ان چهره!کارمنده میگه خب حق داری حالا چی میخوای بذاری؟ترکه میگه:اکبــــــر ان چهره!!! ترکه با لباس ورزشی میره مسجد میگن چرا با لباس ورزشی اومدی؟میگه اخه مسابقه قران دارم. برچسب ها :جوک،جک،جوک ترکی،ترکی،جوک جدید, نوشته شده در تاريخ 23/12/1389
توسط مدیریت
| |